
شب سرد یخبندانی است, ماشین را که روشن می کنم, صدای نی در ماشین می پیچد, نمی دانم صدا گرمم می کند یا هجوم ناگهان اشک بر صورتم و طپش تند قلبم...
اینکه رادیوی ماشینت در شب سرد زمستانی آلمان تا رسیدن به مقصد این موسیقی را پخش کند, شور و شعف عجیبی در دلم به راه انداخت...
" مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست , مشکل نشیند"

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر