تصویر: توپ قرمز وسط خیابان
سوآل: در این موقعیت چه میکنید؟
جواب:بلافاصله ترمز میکنید و آماده توقف کامل میشوید.
سوآل: خروجی اتوبان را رد کردهاید، چه میکنید؟
الف: به راه خود ادامه میدهید تا به خروجی بعدی برسید.
ب: از شانه خاکی جاده دنده عقب برمیگردید.
پاسخ درست الف است.
سوآل: اگر در جاده حیوانی ناگهان در برابر نور چراغهای ماشین شما ظاهر شد چه میکنید؟
جواب: بلافاصله نور پایین میزنید و ترمز میکنید.
تصویر: دو عابر پیاده میخواهند از عرض خیابان عبور کنند.
سوآل: شما باید در این موقعیت چه کنید؟
جواب: با فاصله ترمز میکنید تا نشان دهید برای آنها ایستادهاید و به آنها اجازه عبور میدهید.
نمونهای از سوآلهای امتحان آئیننامه رانندگی در آلمان ...
این سوآلها صریح و روشن است، کلمات دشوار قانونی ندارد که باعث شود عدهای فقط بعضی چیزها را حفظ کنند و بیایند امتحان بدهند بدون آنکه واقعاً معنای آنچه را خواندهاند و نوشتهاند را دریابند. سوآلها و جوابها ملموس و روزمره و عینی است و پاسخها تضمینکننده حداکثر احتیاط و مراعات و امنیت...
ما در آئیننامه خودمان در مورد رفتار با حیوانات در هنگام رانندگی فقط یک تابلو «عبور حیوانات » داریم و پاسخی که باید بدهیم فقط نوشتن «نام» این تابلو است و هر بچهای با دیدن یک گوزن یا گاو وسط یک مثلث قرمز میفهمد که گزینه مربوط به محل عبور حیوانات را باید انتخاب کند. کجای زندگی به آدمی که حالا میخواهد گواهینامه بگیرد در ایران یاد داده میشود که وقتی حیوانی را در برابر اتومبیل خود میبیند باید چه کند. در کدام مدرسه در این مورد کلمهای حرف زده میشود. در امتحان آئیننامه رانندگی در ایران میخوانیم که حق تقدم با عابر پیاده است اما شاید آن که امتحان میدهد هرگز مفهوم این عبارت کلیشهای را درنیافته باشد و هرگز هم درنیابد. برای نظمی شایسته و برای تغییرات کیفی در عبورومرور و وضعیت زندگی شهری شاید نیاز به تغییرات کوچک و ظریفی باشد، نیاز به آموزشهایی ساده و شاید بسیار بدیهی...
نکات سادهای هست که باعث میشود کشوری با جمعیتی حدود هشتاد میلیون نفر و مساحتی حدود یک چهارم ایران با نظم اداره شود.
در خیابانی با دو خط عبور وقتی خطی برای عبور مستقیم است و خطی برای گردش به چپ یا راست ممکن است در یکی از خطوط صفی از ماشینها باشد و در خط دیگر فقط یک ماشین اما بدون حضور پلیس و حتی دوربین کسی در خط دیگر نمیرود.
طبقه اول و جای پارکهای نزدیک به در خروجی در پارکینگها به خانمها و خانوادههایی با بچه کوچک و بخصوص معلولان اختصاص دارد و باز بدون هیچ نظارتی هیچکس این قرار را نقض نمیکند.
وقتی موقعیتی مثل «قیف» درست میشود (البته معمولاً به دلیل تعمیرات . کار کارگران در راه...) ماشینهای دیگر به راحتی به دیگران راه میدهند.
در هر خیابانی داخل شهر اگر پیادهای پایش را در خیابان بگذارد معمولاً برای او میایستند.
هر سرعتی که در دایره قرمز برای هر منطقه نوشته شده به همان صورت رعایت میشود و در محدوده خانه و محلههای شهر سرعت هرگز بیشتر از ۳۰ کیلومتر در ساعت نیست.
البته در میان این نظم هم گاهی بینظمیها و خلافهایی میبینی... چیزی که تا حدی اجتنابناپذیر است.
نکات کوچک و ساده و پیشپاافتادهای است و ربطی به بخشنامه و حکم از بالا ندارد. نیاز به تغییری دز اندیشه و ذهن مردم عادی کوچه و بازار دارد. نیاز به آموزشهایی ساده و بازیگونه در مدارس دارد.
به گرههای ظریف و ناپیدایی که نقشی بزرگ را میآفریند فکر کنیم ...



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر