۱۳۸۸ فروردین ۲۱, جمعه

لحظه...

انگار زندگی فیلمی است که دارم تماشا می‌کنم...

و زیر‌نویس این نما نوشته: Aachen January 2009

در میان گفتگو‌های در هم آدم‌هایی از بلغارستان، لهستان، یونان، شیلی، فرانسه، هند، اندونزی، سری‌لانکا، کامبوج، مقدونیه، کاستاریکا، مکزیک، هلند... هر روز همه با هم آلمانی یاد می‌گیریم...

دو دوست خوب یونانی و شیلیایی‌ام شگفت زده می‌شوند از آنچه من از کشور آنها می‌گویم، هیچ‌کدام از آنها خوب ایران را نمی‌شناسند...درباره تجربه تلخ روزگار پینوشه با هم گپ می‌زنیم... و نتیجه جنگ دیر‌پا و دیرین ایران و یونان این اشتراکات عجیب میان من و یونانی عزیزم است در خوراک‌ها و عادت‌ها و رسوم...

یافتن آدم‌هایی از جاهای دوردست دنیا و لمس نزدیکی و صمیمیت آنها شیرین است...


با اینا زمستونو سر می‌کنم...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر