۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

صدای آشنا



دیشب باران تندی می‌بارید، در خیابان بودم و مشغول رانندگی، همیشه موجی از رادیو را گوش می‌کنم که موسیقی کلاسیک و موسیقی ملل پخش می‌کند (WDR3 )، ناگهان صدای سیما بینا با ترانه محلی شیرازی مرا به خود آورد و بعد هم ساز علیزاده بود و مصاحبه‌ای با او که به آلمانی همزمان ترجمه می‌شد. و بعد هم مرشد ترابی ...چند دور بیشتر تو خیابان‌ها چرخیدم تا این برنامه تمام شد. حس شیرینی است وسط این شهر صدای آشنایی شنیدن... آن هم از رادیوی رسمی آلمان...
دل آدم لبریز از شادی و غرور می‌شود...

به همان اندازه هم وقتی ایران را در نوشته‌ها و مطالب‌شان و حتی فرم‌های مختلف اداری جزو کشور‌هایی می‌بینی که شرایط دشواری برای زندگی دارد شرمنده و غمگین می‌شوی.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر