۱۳۸۸ فروردین ۱۴, جمعه

تا افق

دلم يك جادة خالي مي‌خواهد
بدون محدوديت سرعت
بدون هيچ تابلوي راهنمايي
بدون حضور هيچ ماشين ديگري
بكوبم بروم
تا بي‌نهايت
تا جايي در افق
آن دور‌ها




در به روي همة دروغ‌هاي زندگي ببندم


سحرگاه با بانگ خروس از خواب برخيزم


عكس از شهرزاد فتوحي
و از بوي نان تازه مست شوم


و تن به مهرباني گل‌هاي آبي‌رنگ بسپارم كه به صداقت صداي باران سخن مي‌گويند...


عكس از شهرزاد فتوحي

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر