۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

گرویی‌اش یادت نرود!

نمای یک:حدود پانزده سال پیش بود، نمایشگاه بین‌المللی تهران، پشت یکی از سالن‌ها جمعیت کثیری جمع شده بودند، یک دستگاه بزرگ تولید بطری‌های یک‌بار‌مصرف ( PET Polyethylene Terephthalate) به سرعت در حال کار بود و مقدار زیادی بطری تولید کرده بود و در اطراف آن ریخته بود. مردم هیجان زده در حال جمع کردن بطری ها بودند...

نمای دو: دیگر کسی شیشه های خالی نوشابه را تحویل نمی دهد تا نوشابه بخرد. بچه‌های این نسل دیگر نشنیده‌اند که فروشنده‌ای بگوید بدون شیشه نوشابه نمی‌دهم یا بابت شیشه نوشابه گرویی بگیرد.

نمای سه: چند سال بعد،حاشیه رودخانه‌ها، پای تمام درخت‌ها و دامنه‌ها، در دل عمیق‌ترین جنگل‌ها نمای ناخوشایند بطری‌های پلاستیکی چشم را می‌آزارد.

نمای چهار: فروشگاهی در آلمان، دستگاه بازیافت بطری‌های پلاستیکی بطری را می‌بلعد و کیسه دست مشتری خالی می‌شود و کاغذی از دستگاه می‌گیرد و هنگام حساب کردن خرید‌ها آن را به فروشنده می‌دهد.

چه خیانت بزرگی بود وارد کردن دستگاه تولید این بطری‌ها بدون وارد‌کردن دستگاه‌های جانبی و بعدی برای دفع و بازیافت آنها.

و راه‌حل اینها : وجود دستگاه‌های بازیافت و برای تشویق در ازای تحویل هر بطری ۲۵ سنت به مشتری پرداخت می‌شود. حتی آدم‌های بی‌مبالات هم معمولاً هیچ بطری‌ای را در طبیعت و خیابان رها نمی‌کنند و اگر آدم بی‌مبالاتی هم پیدا شود نیازمندانی هستند که این بطری‌ها را برای به دست آوردن این مبلغ جمع می‌کنند.

با طبیعت ویران شده سرزمینم و این همه بطری که تا سال‌ها آلایندة طبیعت می‌مانند چه می‌شود کرد...
اینهمه را چگونه می‌شود از دل طبیعت معصوم این سرزمین بیرون کشید تا آن را بیش از این مسموم نکند؟

شاید نوعی تشویق و انگیزه و استفاده از دستگاه‌های بازیافت باعث شود همه برای جمع کردن و تحویل بطری‌ها بسیج شوند... شاید...

بلاهت امید و این لبخند که از لبم نمی‌رود...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر