۱۳۸۸ فروردین ۲۱, جمعه

یک اتفاق ساده

آخرین روزهایی که می‌رفتم بنفشه آفریقایی که دیگر گلی نداشت پر از جوانه‌های کوچکی شده بود...

وقتی برگشتم جوانه‌ها گل‌باران کرده بودند...

زندگی ساده است... و لبریز از بهانه‌های ساده...

همین!


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر