گشتوگذار بیهدف در میان تمام خاطرههایی که در میان برگهای کتابهایم پنهان شده مرا در پهنهی عمر به پرواز درمیآورد. کتابهایی آشنا و بارها ورقخورده با یادداشتها و خط و خطوطی در کنار هر صفحه... گنجی که نه بردنی است و نه باز یافتنی..
مثل عمری که رفت و بازنمیگردد...
مثل عمری که رفت و بازنمیگردد...
روی درختِ گردویِ گس آن کلاغِ پیر
صد سال لانه کرد و هزاران هزار بار،
گردو از آن درخت بدزدید و خاک کرد.
هر بار روی خاک،
منقار خویش را ز کثافات پاک کرد.
یک بار هم ندید
آن بلبل جوانِ غزلخوانِ باغ را
یا دید و حس نکرد
آن روح عاشقانهی دور از کلاغ را
ژاله اصفهانی
۱۳۵۳
۱۳۵۳

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر