۱۳۸۸ فروردین ۱۴, جمعه

وقتی برای دوست‌داشتن

«مادر ترزا» را دوست دارم چون براي هدفي كه داشت دست به عمل زد، وقتي فكر مي‌كرد كه بايد به آدم‌هايي كمك كند صاف به قلب آنها رفت و صميمانه براي‌شان كار كرد، اگر هزار ايدة مصلحانه داشت، مقاله ننوشت، سخنراني نكرد تا فقط خودش را مطرح كند، تا همه بفهمند چقدر آدم خوبي است، دست به عمل زد و دست آنهايي را كه بايد مي‌گرفت گرفت. اگر معتقد بود كه براي كاتوليك‌ها بايد تبليغ كند، موعظه نكرد، مهرباني كرد، رواداري كرد و از جان و زندگي خودش براي هر چيزي كه به آن معتقد بود مايه گذاشت.
گاهي فكر مي‌كنم اگر هر كدام از ما براي ايده‌آل‌هاي ذهني‌مان دست به عمل، عملي هر چند كوچك مي‌زديم شايد خيلي چيز‌ها عوض مي‌شد.
امروز ياد او افتادم به دليل يكي از جمله‌هاي معروفي كه از او نقل مي‌كنند و من بار‌ها و بارها در زندگي آن را با تمام وجودم حس كردم.
«وقتي دربارة ديگران قضاوت مي‌كني، وقتي براي دوست‌داشتن‌شان نخواهي داشت»

چقدر در روز سعي مي‌كنيم مدام در بحث‌هاي بيهودة طولاني نظرات خودمان را به كرسي بنشانيم و غلط بودن انديشه‌هاي ديگران را ثابت كنيم، به هر كاري دست مي‌زني، حتماً كسي هست كه آن را نمي‌پسندد و روش خودش را بهتر مي‌داند، چرا جا براي سليقه‌ها و روش‌هايي غير از روش و سليقة خودمان نمي‌گذاريم، چه اشكالي دارد هر كس مثل خودش باشد، هر كس امضاي خودش را داشته باشد، گاهي چيز‌هاي كه از نظر من عيب و ايراد است براي ديگري ويژگي‌هاي فردي است كه او را مي‌سازد و متمايز مي‌كند، من اين تفاوت‌هاي فردي را دوست دارم، من اين راه‌هاي بي‌نهايت براي بودن را با شيفتگي نگاه مي‌كنم.
وقتي تصميم مي‌گيرم كه با هر چيزي روبرو شدم اول دوستش داشته باشم، نه اينكه اول قضاوتش كنم، دنيا مهربان‌تر مي‌شود. آدم‌ها و همة موجودات نياز به اين دوست داشتن دارند نه نياز به قضاوت...
هر چند مدت‌هاست فكر مي‌كنم اينكه ديگران دربارة من چگونه قضاوت كنند برايم مهم نيست، مهم اين است كه در خلوتي سرشار از خلوص دربارة خويشتن چگونه قضاوت كنم، اما با اين حال هنوز هم لبة تيز قضاوت‌ها پوستم را مي‌خراشد و به يادم مي‌آورد كه روئين‌تني افسانه است.







هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر