۱۳۸۸ فروردین ۲۰, پنجشنبه

شهر به معنای شهر

آخن، شهري كه زندگي با رنگ تند و زنده‌اش در آن جاريست...

مردم قدر آفتاب را خوب مي‌دانند...

به اين فضا گل‌هاي رنگارنگ گل‌فروشان را در گوشه‌ي ديگري از ميدان و نوازنده‌‌ي گيتاري كه با تمام وجودش مي‌خواند و مي‌نواخت و صدايش تمام ميدان را پر كرده بود را هم اضافه كن.



و بر اين سرخوشي شادمانة بناي تاريخي سترگي هم سايه افكنده‌ كه حالا تالار شهر است...



و اين هم ميوة عجيبي كه پرنده يا جونده‌اي به دو نيم كرد و در حالي كه زير درخت ايستاده بودم و اين عكس‌ها را مي گرفتم روي سر من انداخت!






يعني در اين فضاي شهري زيستمندان هم در امانند...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر