۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه

کوچِ بنفشه‌ها

در روزهای آخرِ اسفند،

کوچِ بنفشه‌‌های مهاجر،

زیباست.

در نیمروزِ روشنِ اسفند،

وقتی بنفشه‌ها را از سایه‌های سرد،

در اطلسِ شَمیمِ بهاران،

با خاک و ریشه

-میهنِ سیّارشان ـ

در جعبه‌های کوچکِ چوبی،

در گوشه‌ی خیابان، می‌آوردند:

جویِ هزار زمزمه در من

می‌جوشد:

ای کاش..

ای کاش آدمی وطنش را

مثلِ بنفشه‌ها

(در جعبه‌های خاک)

یک روز می‌توانست،

همراهِ خویشتن ببرد هر کجا که خواست.

در روشنایِ باران،‌در آفتابِ پاک.

محمد‌رضا شفیعی کدکنی

اسفند 1345

و بنفشه‌ها هزار و یک نقش دارند

و نقشِ صورتِ هر بنفشه هزار و یک حرف دارد...


و ترانه‌ی کوچ بنفشه‌ها را با صدای فرهاد مهراد بشنوید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر