
وقتی یک پنجره داری، هر چند خیلی کوچولو به سوی دنیا و همۀ آدم ها و...
کمتر یادت می افتد که یک دفعه چقدر تنها شدی.
مخابرات و اینترنت دست شرکت بزرگی است که به نوعی مثل همان شرکت مخابرات خودمان است و خانه تازه ساخته شده است، حدود دو ماه است که هر هفته به این شرکت مراجعه می کنم و سراغ تلفن و اینترنت را می گیرم، هر بار هم یک جواب تازه می شنوم، ضمنآ توضیح بدهم که اینجا اگر بخواهی اینترنت داشته باشی باید قرار داد دوساله ببندی و من هم این قرارداد را با این شرکت بستم. اول گفتند حدود سه هفته طول می کشد، گفتم اشکالی ندارد. بعد از دو هفته سر زدم که خبری نشد و نامه ای نیامد. علاوه بر آن تقریباٌ هر روز برای پیگیری به امور مشتریان هم تلفن می زدم. گفتند مشکلی هست و احتمالاٌ بیشتر طول می کشد باز صبر کردم. ضمنآ این شرکت گودالی هم در کنار خانه حفر کرده است که مدت یک ماه است آن را رها کرده و رفته و دور آن چراغ و تابلو گذاشته و با باران های سیل آسای اینجا آبگیری شده است فکر کنم کم کم پرندگان مهاجر هم بیایند ...یک بار هم گفتند شما از درخواست تان صرف نظر کردید و قرارداد فسخ شده است، ظاهراٌ بعد از مدت زمانی این قضیه به طور خود به خود اتفاق افتاده بود. دوباره قرارداد فعال شد و هفته قبل باز هم سر زدم و خواستم از راه دیگری اقدام به تهیۀ اینترنت کنم که فردی که ظاهرآ مقام بالاتری داشت گفت چرا چنین کاری می کنید وضعیت پروندۀ شما بسیار امیدبخش است و هفتۀ آینده روز سه شنبه ساعت هشت صبح تا ده تلفن و اینترنت شما وصل خواهد شد البته باید در این فاصله نامه ای برای شما بیاید. نامه نیامد و وقتی پیگیر شدم گفتند که متإسفانه به علت سهل انگاری یکی از همکاران کل پروندۀ شماپاک شده است. آن آقا گفت که من پیگیری می کنم و فردا با شما تماس می گیرم. روز سه شنبه هیچ کس نیامد و هیچ چیز وصل نشد. آن آقا هم تماس نگرفت و وقتی هم مراجعه کردم گفتند این آقا امروز اصلاٌ سر کار نیامده است. عجیب یاد کارمندان ادارات دولتی خودمان افتادم.
در این میان مشکل دیگری هم اضافه شد و آن کار نکردن ویندوز کامپیوترم بود، یادم بود که اینجا باید ویندوزت اوریجنال باشد اما با پرس و جو هایی که در ایران کردم گفتند ویندوزهای اصلی ایران هم مال چین است و باز در آلمان مشکل دارد. حالا در این بلادویندوز انگلیسی نیست و باید سفارش بدهی چهار روز بعد برایت بیاورند. خلاصه بعد از مدتی بیسامانی دوباره همه چیز را در این جعبه که امید تمام لحظه های تنهایی ام است مرتب کردم. هر چند بعضی برنامه ها را دیگر ندارم و خریدن اصل آن برایم فعلاٍ مقدور نیست و باید صبر کنم و دوباره وارد کردن نسخۀ جعلی آن دردی را دوا نمی کند.این فقط یکی از چیز هایی است که با زندگی در دنیایی که حدود پنجاه سال از ما جلو تر رفتار می کنند پیش می آید.
خلاصه با دلخوری و خشم تصمیمی را که مدتی بود داشتم عملی کردم. تنها امکان دیگری که به طور موقتی برای اینترنت وجود داشت هزینه کردن هفتاد یوروی ناقابل است که بر نمی گردد و پرداخت ماهانه بیست و پنج یورو البته این هزینۀ ماهانه در آن سیستم هم بود اما متإسفانه نمی توانم از آن قرارداد بیرون بیایم و چون اشکال فنی در اتصال به شبکه وجود دارد فقط خود مخابرات اصلی یعنی همان شرکت می تواند به من سرویس اصلی اینترنت را بدهد . به هر حال فعلاٌ با این سیستم کار می کنم تا آنها کاری کنند. نمی دانم چقدر طول خواهد کشید اما حالا دیگر انتظار کشیدن سخت نیست.
شرح این ماجرا چندان مهم نیست، آنچه از نظر من مهم بود مشکلات اداری و مشکلات دیگری بود که فقط با زندگی در هر مکانی می توانی به آنها پی ببری، اینطور نیست که فکر کنیم به طور مطلق در کشور های پیشرفته همه چیز خوب و عالی پیش می رود. با آشنایان بومی هم که صحبت کردم بسیار از این شرکت شاکی بودند و گفتند تنها راه به نتیجه رسیدن این است که پیگیری کنی و کوتاه نیایی وگرنه آنها خودشان کار را پیش نمی برند. سعی می کنم در مورد این مسائل که پیش پا افتاده است اما واقعی است هر از گاهی مطلبی بنویسم.
بسیاری امور منظم و بسامان است و مایۀ آرامش خاطر، اما گاهی دوست دارم این مسائل آزارنده را نیز بگویم تا کمی واقعی تر ببینیم. شاید آنچه همه چیز را تحمل پذیر می کند، کرامت و ارزش نهادن به بدیهی ترین حقوق انسانی است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر