۱۳۸۸ فروردین ۱۹, چهارشنبه

دل‌خوش‌کنک 1

«دل‌خوش‌كُنَك» نامي است كه بر مجموعه‌ جملات كوتاهي گذاشتم كه چند سالي است از اين‌سو و آن سو جمع كرده‌ام.
هر كدام از اين جمله‌ها در لحظه‌اي از زندگي به دادم رسيده و باعث شده طور ديگري نگاه كنم. بيشتر آنها به زبان انگليسي است و من به كار يادداشت كردن و ترجمة آنها سال‌ها ادامه دادم. حالا مجموعه‌اي از جمله‌هايي دارم كه دلم را در لحظه‌هايي خوش كرده‌اند.
مي‌خواهم هر روز يكي از آنها را با هم بنوشيم...

‏The drops of rain make a hole in the stone not by violence, but by soft falling
.
Lucretius

قطره‌هاي باران به مهر در دل سنگ راه باز مي‌كنند، نه به قهر.
لوكريتوس (شاعر و فيلسوف روم باستان)

شعر «چشمه و سنگ» روزهاي دبستان را يادتان هست، آن زمان اين شعر سختي براي‌مان بود بخصوص با آن خط نستعليقش، بعد هم خيلي‌هامون فراموشش كرديم يا فكر كرديم شعر كودكانه‌اي است اما من بارها و بارها دريافتم كه بايد آن به‌خاطر داشته باشم.

جدا شد یکی چشمه از کوهسار به ره گشت ناگه به سنگی دچار

به نرمی چنین گفت با سنگِ سرد کَرَم کرده راهی ده ای نیکبخت

گران‌سنگِ تیره‌دلِ سخت‌سر زدش سیلی و گفت دور ای پسر

نجنبیدم از سیلِ زور‌آزمای که‌ای تو که پیش تو جنبم ز جای

نشد چشمه از پاسخِ سنگ، سرد به کندن در‌استاد و ابرام کرد

بسی کند و کاویدو کوشش نمود کزان سنگ خارا رهی برگشود

ز کوشش به هر چیز خواهی رسید به هر چیز خواهی کماهی رسید

برو کارگر باش و امّیدوار که از یأس جز مرگ ناید به بار

گرت پایداریست در کارها شود سهل پیش تو دشوارها

محمد‌تقي بهار



نوش...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر