خيلي از آدمهايي كه در ايران رانندگي ميكنند اين خطها را اصلاً نميبينند، شايد فكر ميكنند ادارة راهنمايي رانندگي بيكار است و براي قشنگي خيابانها را نقاشي ميكند! در بيشتر كشورهايي كه ترافيك رواني دارند، نقش اصلي را در نظم عبور و مرور خودروها همين خطوط ايفا ميكنند.
هر روز وقت زيادي از من و شما در ازدحام خودروهايي در هم پيچيده در شهر و جادههاي كشورمان تلف ميشود و انرژياي است كه ميسوزد و محيط زيستي است كه به باد فنا ميرود.
از نارسايي خيابانها و جادهها در برابر هجوم اين تعداد خودرو آگاهم و نقش آن را در اين بلبشوي ترافيكي كتمان نميكنم، اما باور كنيد يكي از مشكلات اساسي ترافيك شهر و جادههاي ما «قيف» است.
در بيشتر مواقعي كه پشت راهبندان شديدي ماندهايد حتماً متوجه شدهايد كه هيچخبري هم آن جلو نبوده است، فقط ماجرا اين است كه حجم ماشين در پنج يا شش باند بايد ناگهان از مسيري به عرض دو باند و مناسب براي عبور دو خودرو رد شود و اينجاست كه «قيف» معروف ايجاد ميشود و گذشت مثالزدني هموطنهاي عزيز خود را نشان ميدهد!
ما علاقة عجيبي به «قيف درست كردن» در هر شرايطي داريم، تا به حال حتماً در جادههاي خارج از شهر و حتي در داخل شهر ديدهايد كه وقتي براي دقايقي ماشينها متوقف ميشوند و راه بند ميآيد هم از شانة خاكي جاده و هم از سمت چپتان و آن طرف خط مياني جاده سيل آدمهاي زبل و زرنگي !سرازير ميشوند كه فكر ميكنند فكرشان خوب كار ميكند و اينطوري زود ميرسند، اما همين «قيفسازان» عزيز هستند كه كاري ميكنند آن توقف به ساعتها معطلي در ميان اين پيكرههاي فلزي و دود تبديل شود و غافل كه حتي معبر باريكي نيز باقي نميماند كه به هر دليلي خودرو امدادي بتواند از آن عبور كند و به صحنة اتفاقي كه افتاده برسد.
باور كنيم كه همين مسئلة سادة رانندگي در بين خطوط اگر دقيق و درست اجرا شود و تكتك ما متعهد به رعايت آن باشيم تغييري اساسي در ترافيك شهرمان ايجاد ميكند.
باور كنيم كه رانندگي بين خطوط موضوعي نيست كه فقط عبور و مرور آسانتري براي شهروندان به ارمغان بياورد... اين كار اثرات پردامنهتري نيز دارد، عبور به هم چسبيده و مماس خودروها نوعي سوهان اعصاب همة كساني است كه در خودروهاي اين شهر نشستهاند. نوعي شكستهشدن حريم ايمني همة خودروها و انسانهاست. هر روز و هر لحظه در اين شهر اين حريم شكسته ميشود و آدمها رنج ميبرند و اين رنج خرد و خميرشان ميكند و حواسشان نيست. وقتي بدانيم خط و خطوطي هست و هر خودرو حقي دارد و جايي كه نبايد به آن حريم تجاوز شود، حريم انسانها، حريم خصوصي زندگيها و حرمتها پررنگتر خواهد شد.
حس تهديد مداوم حريم و حرمت آدمي كه هر روز در خيابانهاي شهرمان جاريست بر روحية همة شهروندان اثري عميق و دردناك ميگذارد.
هر روز وقت زيادي از من و شما در ازدحام خودروهايي در هم پيچيده در شهر و جادههاي كشورمان تلف ميشود و انرژياي است كه ميسوزد و محيط زيستي است كه به باد فنا ميرود.
از نارسايي خيابانها و جادهها در برابر هجوم اين تعداد خودرو آگاهم و نقش آن را در اين بلبشوي ترافيكي كتمان نميكنم، اما باور كنيد يكي از مشكلات اساسي ترافيك شهر و جادههاي ما «قيف» است.
در بيشتر مواقعي كه پشت راهبندان شديدي ماندهايد حتماً متوجه شدهايد كه هيچخبري هم آن جلو نبوده است، فقط ماجرا اين است كه حجم ماشين در پنج يا شش باند بايد ناگهان از مسيري به عرض دو باند و مناسب براي عبور دو خودرو رد شود و اينجاست كه «قيف» معروف ايجاد ميشود و گذشت مثالزدني هموطنهاي عزيز خود را نشان ميدهد!
ما علاقة عجيبي به «قيف درست كردن» در هر شرايطي داريم، تا به حال حتماً در جادههاي خارج از شهر و حتي در داخل شهر ديدهايد كه وقتي براي دقايقي ماشينها متوقف ميشوند و راه بند ميآيد هم از شانة خاكي جاده و هم از سمت چپتان و آن طرف خط مياني جاده سيل آدمهاي زبل و زرنگي !سرازير ميشوند كه فكر ميكنند فكرشان خوب كار ميكند و اينطوري زود ميرسند، اما همين «قيفسازان» عزيز هستند كه كاري ميكنند آن توقف به ساعتها معطلي در ميان اين پيكرههاي فلزي و دود تبديل شود و غافل كه حتي معبر باريكي نيز باقي نميماند كه به هر دليلي خودرو امدادي بتواند از آن عبور كند و به صحنة اتفاقي كه افتاده برسد.
باور كنيم كه همين مسئلة سادة رانندگي در بين خطوط اگر دقيق و درست اجرا شود و تكتك ما متعهد به رعايت آن باشيم تغييري اساسي در ترافيك شهرمان ايجاد ميكند.
باور كنيم كه رانندگي بين خطوط موضوعي نيست كه فقط عبور و مرور آسانتري براي شهروندان به ارمغان بياورد... اين كار اثرات پردامنهتري نيز دارد، عبور به هم چسبيده و مماس خودروها نوعي سوهان اعصاب همة كساني است كه در خودروهاي اين شهر نشستهاند. نوعي شكستهشدن حريم ايمني همة خودروها و انسانهاست. هر روز و هر لحظه در اين شهر اين حريم شكسته ميشود و آدمها رنج ميبرند و اين رنج خرد و خميرشان ميكند و حواسشان نيست. وقتي بدانيم خط و خطوطي هست و هر خودرو حقي دارد و جايي كه نبايد به آن حريم تجاوز شود، حريم انسانها، حريم خصوصي زندگيها و حرمتها پررنگتر خواهد شد.
حس تهديد مداوم حريم و حرمت آدمي كه هر روز در خيابانهاي شهرمان جاريست بر روحية همة شهروندان اثري عميق و دردناك ميگذارد.
راهنمايي و رانندگي در اين زمينه تلاش كرد اما متأسفانه نتوانست آن را مانند بستن كمربند ايمني بهطور جدي جا بيندازد.
زماني به دوستاني پيشنهاد كرده بودم كه روزهايي از هفته در ساعتهاي پرتردد در يك قرار مشترك از ابتداي تمام بزرگراههاي شهر با سه خودرو حركت خود را در بين خطوط شروع كنيم و با سرعت مقرر و ثابت در هر خط برانيم طوري كه حركت خودروهاي ديگر جز در اين سه مسير خطكشي شده مقدور نباشد(البته اين كار را پليس راهنمايي بهتر از ما ميتواند انجام دهد) اين كار حتي ميتواند با نشان و اعلان هم باشد تا سبب اين كار براي ديگران هم روشن شود. در مورد روشهاي عملي آن بايد بيشتر انديشيد اما نتيجة آن ترافيكي روان براي شهرمان، شهرونداني آرامتر و فارغ از فشار اين تحديد حريمها و تهديد حرمتها خواهد بود.

فكر ميكنيد خطوط راهنمايي در اينجا معنا دارد؟
در هر باند دو خودرو!

منظرة هر روز زندگي ما در شهرمان!

و اين يك نمونة كوچك از «قيف»!
اين شعار چقدر بر فراز اين تودة در هم پيچدة خودرو پرمعناست...
«بين خطوط حركت كنيد» باور كنيم كه زودتر، آسودهتر و بيتنشتر به مقصدخواهيم رسيد و منظرة خيابانهاي شهرمان نشان از شعور و احترام و آگاهي خواهد گرفت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر