۱۳۸۷ اسفند ۴, یکشنبه

تشنگی

مادربزرگ

ظهر گرم تابستان است

تشنه ام

پر کن برایم کاسه قدیمی شربت خنک عشق و سکنجین

با آن دست های پیر و عاشقت

در خیابان

عشق‌ها

دست‌ها و

لیوان های خنک شربت

همه یک‌بارمصرف شده اند

آخ مادر بزرگ

مادر بزرگ همیشه عاشق من

تشنه ام...

سيد احمد آل‌علي



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر